تبلیغات
♥ دنیـــــــــای تربیت ســــــــــــلام ♥ سایت شخصی سیده زهرا عسکری
01:54 ب.ظ
3389
تحلیلی بر وجود نازنین دردانه آفرینش؛ فاطمه زهرا سلام الله علیها

محور عنصری رسالت همة پیام آوران، مخصوصاً خاتم آنها (علیهم آلاف التحیّه والثناء) دو چیز است : یكی «تعلیم كتاب و حكمت» و دیگری «تزكیة نفوس» . یُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَه وَ یُزَكّیهِمْ (1). نه تعلیم كتاب و حكمت با تن و بدن كار دارد و نه تهذیب و تزكیه با تن كار دارد. هر دو با جان انسان در ارتباط اند و جان انسانی نه زن است و نه مرد ! روح از آن جهت كه مجرّد است نه مذكّر است، نه مؤنث ! بدن یا مذكّر است یا مؤنث.

پس آنچه در قلمرو رسالت انبیاء است جان آدمی است كه فراتر از تذكیه و تأنیث است. و آنچه محكوم به تذكیر و تأنیث است ، در قلمرو مستقیم رسالت انبیاء نیست . كارهای اجرائی بر اساس ساختار گوناگون تن تقسیم شده است . و هر كمالی را جان انسانی كه تحصیل كرد ، توان آن را دارد كه در محدودة تن پیاده كند. 
گرچه زنان بی شماری به مقام والای كمال بار یافته اند ، ولی افرادی چون فاطمة زهرا (سلام الله علیها) اندك اند ؛ چه اینكه مردان زیادی به كمالهای والا راه یافته اند، ولی افرادی چون علی بن أبیطالب (سلام الله علیه) كم اند .

سخنی را امام حسین، سالار شهیدان (سلام الله علیه) نقل می كند؛ می گوید: وقتی آیة: یا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَجعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بِینَكُمْ كَدُعاءِ بَعضِكُمْ بَعضاً (2) نازل شده است ؛ یعنی مؤمنین ! در هنگام خواندن پیامبر را با افراد دیگر یكسان قرار ندهید ، او را با اسم صدا نزنید و نخوانید ؛ مادرم فاطمه (سلام الله علیها) هیبت زده شد ! گفت : اوّلین كسی كه موظّف است به این آیه عمل كند ، ما خاندان رسالت ایم . من از این به بعد نمی توانم پدرم را به عنوان (یا اَبَه) خطاب كنم ! بلكه باید او را به عنوان « یا رسول الله » صدا بزنم.

حسین بن علی (سلام الله علیهما) از مادرش نقل می كند، می گوید : تَهَیَّبْتُ (3). هیبت این پیام مرا گرفت . من برای اوّلین بار كه خواستم پدرم را صدا بزنم ، گفتم : یا رسول الله ! آنگاه پیغمبر (علیه و علی آله آلاف التحیّه والثناء) به فاطمه (سلام الله علیها) فرمود : أنْتِ مِنّی وَ أنَا مِنكِ . تو از منی و من هم از تو . تو بیگانه نیستی . این آیه مال دیگران است . بیگانگان اگر بخواهند ما را صدا بزنند ، باید با وصف ممتاز رسالت ما را بخوانند . ولی شما كه آشنائید و از خود من اید ، و من از شمایم ، نباید شما هیبت زده مرا به عنوان « یا رسول الله » خطاب كنید . تو بگو : « یا اَبَه » ! فَإنَّهُ اَحَبُّ لِلْقَلبْ وَ اَرضی لِلْرَّبْ (4).

تو اگر مرا به عنوان « پدر » صدا بزنی ، برای قلبم محبوب تر است و پیش ذات أقدس إله مرضی تر ! خدا از این راضی است كه تو مرا به عنوان پدر خطاب كنی و من هم خرسندم كه تو مرا به عنوان پدر صدا بزنی ! بسیار خوشحال ام كه فرزندی چون تو دارم . تو هم خوشحالی كه فرزند منی ! 
این جریان نشان می دهد ، همانطوری كه وجود مبارك رسول گرامی نسبت به امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین (علیهم السَّلام) فرمود : أنتَ مِنّی أنَا مِنكْ (5) ، به فاطمة زهرا (سلام الله علیها) هم فرمود : أنْتِ مِنّی وَ أنَا مِنكِ . و این برای آن است كه وجود مبارك این بی بی به مقام والای عصمت و حجیّت كامل رسیده است . لذا امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در بخشی از سخنانی كه در نهج البلاغه آمده است ، به فتوای سیّدة دو عالم استناد می كند . می فرماید : این مطلب را فاطمه چنین گفته است و فتوا داده است !

قول فاطمة معصومه (سلام الله علیها) مانند قول سیزده معصوم دیگر حجّت است . سنّت هر معصومی ، خواه به صورت گفتار ، خواه به صورت نوشتار ، خواه به صورت رفتار حجّت است. دربارة وجود مبارك پیامبر كه نوشتاری ندارد ، املاء اش مانند قول اش حجّت است. دیگران، یعنی هر كدام از سیزده معصوم دیگر حرفی بزنند ، املاء كنند ، چیزی را بنویسند ، كاری را امضاء بكنند ، كاری را انجام بدهند ، شرعاً حجّت است. جامعة اسلامی می تواند به استناد سنّت فاطمة معصومه (سلام الله علیها) أعم از قولاو ، فعل او، املای او، كتابت او ، تقریر او استناد كند . چنین كسی به منزلة جان پیامبر می شود. 
و اگر به منزلة جان پیامبر شد ، آنچه در جان پیامبر می گذرد ، او با خبر است ! این أنتَ مِنّی وَ أنَا مِنكِ یك تعبیر تعارف آمیز نیست . زیرا معصوم از گزند تعارف و مبالغه و اغراق مصون است . وقتی بفرماید : تو از منی و من از تو ام ، یعنی در مقام نورانیّت ، آنچه من درك می كنم ، تو با خبری . آنچه من می یابم ، تو مستحضری . البتّه همة سیزده معصوم دیگر در شعاع ولایت رسول گرامی و رسالت و نبوّت او فیض می گیرند . ولی در همان محدوده از فیض غیب برخوردارند . اگر روح قُدُس در قلب پیغمبر نازل می شود و اگر روح امین در دل پیغمبر فرود می آید ، و كسی كه به منزلة جان پیغمبر است ، آنچه در جان پیغمبر می گذرد ، او با خبر است.

اینكه وجود مبارك امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) به پیغمبر فرمود : إنّی أری نُورَ الوَحی وَ اَشُّمُ رِیحَ النُّبُوَّه (6)، و وجود مبارك رسول گرامی به امیرالمؤمنین (سلام الله علیهما) فرمود : یا علی ! إنَّكَ تَری مَا أری وَ تَسمَعُ مَا اَسمَعْ إلا أنَّكَ لَستَ بِنَبِیٍّ‌ وَ إنَّكَ لَوَزیر(7) ، یعنی یا علی ! آنچه را من می بینم ، تو می بینی . و آنچه را من می شنوم ، تو می شنوی . لكن تو پیامبر نیستی و وزیر منی و خلیفه و جانشین منی ؛ برای آن است كه وجود مبارك امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) به منزلة جان پیغمبر است . این یك مقدّمه ؛ و فرشتة وحی در جان پیغمبر نزول می كند ، كه خدا فرمود : نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأمینُ عَلی قَلبِكَ لِتَكُونَ مِنَ المُنذِرینْ (8). این دو مقدّمه .

پس كسی كه به منزلة جان پیغمبر است ، آنچه در جان آن حضرت فرو می آید ، این با خبر است . منتها آنچه كه فرو می آید ، بر جان پیامبر فرود می آید ، نه بر جان دیگران ! لكن كسانی كه در حریم اَمن جان پیامبر راه دارند ، از بركت پیغمبر (علیه و علی آله آلاف التحیّه والثناء) از این معارف و مآثر برخوردار خواهند بود . خواه در حرم اَمن دل پیغمبر كسی چون علی باشد ، راه دارد . خواه چون فاطمه باشد ، راه دارد . 
می بینید در این محدوده كه سخن از جان است و دل ، سخن از مذكّر و مؤنث نیست . وقتی سخن از جان است ، سخن از قلب است ، و روح انسان نه مذكّر است ، نه مؤنث ، هر كس پرهیزكارتر و آگاه تر بود ، به پیغمبر نزدیك تر است و از وحی ای كه بر آن حضرت فرود می آید ، با خبر تر . 
نشانة این كه این بی بی جزء نزدیكترین افراد به پیغمبر اسلام (علیه و علی آله آلاف التحیّه والثناء) است ، این است كه : در همة موارد صحنة قیامت كُبری ، بی بی می تواند حضور داشته باشد . شرح قیامت كار آسانی نیست ! روزی است كه انسانها را پیر می كند !! یُوماً‌ یَجعَلُ الوِلدانَ شِیباً (9). آن روز اَحدی حقّ سخن گفتن ندارد ، قهراً اَحدی حقّ حركت هم ندارد تا خدا اذن بدهد . یُومَ یَقُومُ الرُّوحُ وَالمَلائِكَهْ لا یَتَكَلَّمُونَ إلا مَنْ اَذِنَ لَهُ الرَّحمنُ وَ قالَ صَواباً (10). آن روز هیچ فرشته ای حقّ حرف ندارد ، مگر اینكه خدا اذن بدهد و آنگاه سخن صحیح بگوید . اگر هیچ كسی حقّ حرف ندارد ، هیچ كسی هم حقّ حركت ندارد . هیچ كسی حقّ هیچ كاری را ندارد ، مگر اینكه خدا اجازه بدهد .

در چنین روزی اهل بیت (علیهم الصَّلاه و علیهم السَّلام) سخنگویان الهی محسوب می شوند . 
اینكه در چند جای قرآن دارد : قالَ الَّذِینَ اُوتُوا العِلمْ وِیلَكُمْ لَقَدْ لَبِثتُمْ فِی كِتابِ اللهِ إلی یُومِ البَعثْ وَ هذا یُومُ البَعثْ (11). یا وَ عَلَی الأعرافِ رِجالٌ یَعرِفُونَ كُلَّاً بِسیماهُمْ (12)، معلوم می شود این مردان الهی كه از علم برخوردارند و حقّ سخن دارند ، اینها اهل بیت اند طبق روایات و مأذون از طرف خدایند . 
در چنین روزی هیچ كسی حقّ سخن ندارد ، و گرفتار وحشت اند ، فاطمة زهرا (سلام الله علیها) از عظمت و وحشت آن روز با خبر است و از پیغمبر می پرسد : من شما را در قیامت كجا ببینم ؟ فرمود : دَمِ در بهشت ، پرچم حمد به دست من است . وَ بِیَدی لِواءُ الحَمْد (13). پرچم حمد به دست كسی است كه در دنیا اهل حمد و ثناء باشد . 
وقتی اهل حمد و ثناء شد ، به جائی می رسد كه خدا نعمت های فراوانی را به او عرضه می كند . وقتی نعمت های فراوان را به او عرضه كرد ، او این نعمت ها را به دیگران می دهد . وقتی این نعمت ها را به دیگران داد ، می شود ولی نعمت دیگران ! وقتی ولی نعمت دیگران شد ، مشكور و محمود دیگران می شود ، منتها به اذن خدا ؛ حمد و ثناء در مقابل نعمت است . كسی حمید است ، كسی محمود است كه ولی نعمت باشد !

اگر نعمتی از كسی به دیگری رسید ، آن متنعّم از این مُنعِم حق شناسی می كند و ثنای گوی اوست . گرچه همة ثناها به خدا بر می گردد ؛ اَلحَمدُ لله ، چون رَبِّ العالَمین(14) است ، ولی دیگران كه مجاری نعمت اند ، مظاهر محمود بودن اند . وقتی انسان ولی نعمت جامعة انسانی شد ، محمود آنهاست . وقتی هم ولی نعمت می شود كه نعمت های فراوانی به او برسد . وقتی نعمت های فراوان به او می رسد كه خود همة نعمت هائی كه خدا به او داد ، به جا صرف بكند و نمازهای واجب و مستحبّ ، و سائر فرائض و نوافل را انجام بدهد ، تا پرچم حمد به دست او باشد . 
در سورة مباركة اسراء آمده است : وَ مِنَ اللّیلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَهً لَكَ عَسی أنْ یَبعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحمُوداً (15). فرمود : شب برخیز ، نماز شب را احیاء كن و زنده كن ، شاید به مقام حمد برسی ! مقام محمود منزلتی است كه دیگران در پیشگاه او حامد و شاكر و ثناگویند . ثنای درست كه مصون از تملّق است در برابر نعمت صحیح و مُنعِم راستین است . اگر نعمتی دروغ بود ، ثنایش دروغ است . اگر نعمت راست بود ، ولی مُنعم دروغ بود ، ثنایش كاذب است . ولی اگر نعمت حق بود ، منعم حقیقی بود ، یعنی این نعمت از این منعم به جامعة انسانی رسیده است ، جامعة انسانی ثناگوی چنین مُنعمی است . این منعم می شود « محمود » .

محمود بودن یك منزلت است ، یك درجه است كه هر كس به آن مقام نمی رسد . و هیچ كسی در جوامع انسانی به اندازة رسول گرامی (علیه و علی آله آلاف التحیّه والثناء) حمید ، محمود نیست ! آنطوری كه در ارشاد القلوب دیلمی آمده ، وجود مبارك پیغمبر (علیه و علی آله آلاف التحیّه والثناء) فرمود : اَجوَدُ الأجواد‎ْ اَللهُ رَبُّ العالَمینْ وَ أنَا اَجوَدُ وُلدِ آدَمْ (16). فرمود : بخشنده ترین بخشنده ها بالذّات ، ذات أقدس إله است . ولی در بین بشر ، اَحدی به بخشندگی من نرسید و نخواهد رسید . سخن از جود و بخشش حاتم طاعی و مانند آن نیست ! زیرا او بر فرض رَمه شتر یا یك رَمه گاو و گوسفند را قربانی می كرد و مهمان نوازی می كرد . یك نانی می داد و یك گوشتی كه تن را می پروراند . فرمود : من غذائی آوردم كه جان همگان را می پروراند . یُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَه وَ یُزَكّیهِمْ . 
مسائل مالی در پیشگاه آن حضرت مطرح نبود . بیش از اندازه ای كه دیگران جود مالی داشتند ، آن حضرت سخای مالی داشت . امّا كالائی كه او آورد ، دیگران نیاوردند . فرمود : أنَا أجوَدُ وُلدِ آدَمْ . هیچ كسی به اندازة من بخشنده نیست . نه بخشش ظاهری ، نه بخشش باطنی . 
قهراً هیچ كسی به اندازة پیغمبر حمید نیست ، محمود نیست . و هیچ كسی به اندازة پیغمبر پرچمدار حمد و ثناء نیست . و هیچ كسی در قیامت این لِوای حمد را به دست نمی گیرد ، مگر پیغمبر . و طبق نقل مرحوم شیخ طوسی ، علی بن أبیطالب هم حامل این پرچم و لوای حمد است كه فرمود : آدَمْ وَ مَنْ دُونَهُ تحت این پرچم اند (17).

آنگاه فاطمه می پرسد: من شما را كجا پیدا كنم ؟ فرمود : پرچم حمد به دست من است دم در بهشت ! عرض كرد : آن روز ، روز فَزَع اكبر است . اگر شما را‌ آنجا نیافتم ، چه كنم ؟ فرمود‌ : كنار حوض كوثر . عرض كرد : اگر آنجا نیافتم چه كنم ؟ فرمود : عِندَ الصِّراط ، عِندَ الحِساب ، عِندَ المیزان ، همة این موارد من حضور دارم . عرض كرد : من اگر شما را اینجا نیافتم ، چه كنم ؟ فرمود : كنار جهنّم هستم كه دوستانم را از جهنّم باز می دارم ! فاطمه (سلام الله علیها) با شنیدن این جمله خوشحال شد!

بنا بر گزارش شبستان، آیت الله جوادی آملی ادامه می دهند: خوب؛ زن به جائی می رسد كه در قیامتی كه احدی حقّ حرف ندارد و حقّ حركت ندارد، مانند پدرش و همسرش و سایر ائمه (علیهم الصَّلاه و علیهم السَّلام) بر كلّ فضای قیامت اینها اشراف دارند و می توانند همه جا حضور پیدا كنند . این كه گفته می شود : وقتی فاطمه (سلام الله علیها) عبور می كند ، می گویند : غُضُّوا اَبصارَكُمْ (18)، نه به این معناست كه شما چون نامحرم اید ، چشم ها را بپوشانید ، یا دیدها را بشكنید كه او را نبینید ! آن روز سخن از محرم و نامحرم نیست ! چون قیامت ظرف تكلیف نیست . و این دستور هم دستور تكوینی است و نه تشریعی ! یعنی شما توان آن را ندارید كه نور این بی بی را ببینید !! چشم ها را فرو بربندید و دیده ها را بشكنید . توان آن را ندارید كه نورانیّت او را ببینید !

و این كه احیاناً در بعضی از دعاها اینچنین آمده است كه : دست ما از ریشة چادر بی بی كوتاه نشود ، بر اثر یك روایتی است كه وجود مبارك بی بی (سلام الله علیها) در قیامت چادری بر سر می كند كه ریشه های او و دامنه های او به تمام افراد شایستة اهل محشر می رسد ؛ طبق این حدیث است . منظور این چادر ظاهری است یا پوشش رحمت است ؟!

اگر كسی طبق بیان پیغمبر كه فرمود : أنْتِ مِنّی وَ أنَا مِنكِ ، به منزلة پیغمبر شد و پیغمبر هم رَحمَهٌ‌ لِلعالَمین(19) است . وَ مَا اَرسَلناكَ إلا كافَّهً لِلنّاسْ (20)، یا رَحمَهً‌ للعالَمینْ ، قهراً چنین بانوئی مظهر رحمت جهانشمول ذات أقدس إله خواهد بود .

این بانو با آن تعلیم و تزكیه توانست در حرمی راه پیدا كند كه فرشتة امین در آن حرم نازل می شود . لذا بعد از رحلت پیغمبر (علیه و علی آله آلاف التحیّه والثناء) جبرئیل هم بر آن حضرت نازل می شد . منتها وحی تشریعی تمام شد ، احكام فقهی تمام شد ، لكن وحی تَسدیدی ، وحی های اِنبائی ، مَلاحِم ، اخبار غیبی تا روز قیامت ادامه دارد . چون رسالت قطع شدنی است ، نبوّت قطع شدنی است ، امّا ولایت قطع شدنی نیست . تا روز قیامت انسانها می توانند به مقام شامخ ولایت راه پیدا كنند .

ما برای اینكه این راه را طی كنیم ؛ اوّلین شرط آن است كه خود را معطّر كنیم . معطّر كردن به این است كه از بُوی بَد برهیم . یا بد بُو نباشیم ، یا اگر بُوی بدی داشتیم و داریم ، آن را با عطر بر طرف كنیم . وجود مبارك امیرالمؤمنین طبق نقل مرحوم شیخ طوسی از رسول گرامی (علیهما آلاف التحیّه والثناء) نقل كرد كه وجود مبارك پیغمبر طبق این نقل فرمود : تَعَطَّرُوا بِالإستِغفارْ لا تَفضَحَنَّكُمْ رَوائِحُ الذُّنُوبْ (21). یعنی با استغفار خود را معطّر كنید تا بوی بَد گناه شما را رسوا نكند . یك انسان گنه كار ، بَد بُو است . و قیامت بُوی بَد عدّه ای ظهور می كند . آنها كه معطّر اند ، خوشبویند ، هم برای خود راحتی آفریده اند ، هم برای دیگران . اگر كسی گناه نكرد كه معطّر است ، و اگر خدای ناكرده آلوده شد ، قبل از هر چیز شایسته است كه خود را معطّر كند به استغفار.

و وجود مبارك فاطمه (سلام الله علیها) چون اهل نیایش و استغفار و تعبّد بود ، به اینجا رسیده است . فاطمه نه چون دختر پیغمبر است به اینجا رسیده است . برای اینكه پیغمبر فرزندان دیگری هم داشت . نه چون همسر علی بن أبیطالب است به اینجا رسیده است ! چون علی بن أبیطالب همسران دیگری هم بعد از فاطمه داشت . فاطمه نه چون مادر یازده امام است به اینجا رسیده است . چون فاطمة بنت اسد مادر دوازده امام هست ، ولی به اینجا نرسید !!

فاطمة بنت اسد ، مادر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) ، مادر دوازده امام هست ، و پیغمبر را وصیّ خود قرار داد ، و به پیغمبر عرض كرد : من از جریان قبر هراسناك ام ، از جریان قیامت وحشت ناك ام ؛ وجود مبارك پیغمبر وصیّ او شد ، در مراسم تدفین او شركت كرد . امّا فاطمة بنت اسد كه مادر دوازده امام است ، به این مقام نرسیده است ! تعبّد فاطمه و اصرار فاطمه بر بندگی او را به اینجا رسانده است.


وجود مبارك حضرت زهرا(س) چون اهل نیایش و استغفار و تعبّد بود، به مقام ولایت رسیده است، نه چون دختر پیغمبر است یا همسر علی بن أبیطالب است یا مادر یازده امام است... تعبّد فاطمه(س) و اصرار فاطمه(س) بر بندگی او را به این مقام رساند.

در شرح حال آن بانو آمده است كه : وقتی پیغمبر فرمود : پایان روز جمعه ، هنگامی كه نیمی از آفتاب در كرانة غرب غروب كرد و نیمی از قرص آفتاب هنوز روشن است و غروب نكرد ، آن لحظه ، لحظة استجابت دعاست . فاطمة معصومه (سلام الله علیها) كسی را مأمور كرده بود كه در روزهای جمعه به پشت بام برود ، آن لحظة خاصّی كه آفتاب در شُرف غروب است ببیند ، و او را با خبر كند كه در آن لحظة خاصّ با راز و نیاز مخصوص به سر ببرد .

حرزی داشت كه ابن طاووس به طور مُرسل این حرز را كه وسیلة صیانت این بی بی از آفت های دنیا و آخرت است ، نقل می كند كه بی بی نوشت : بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمْ . یا حَیُّ یا قَیُّومْ . اَغِثنِی ! ای خدائی كه زنده ای و قیّم و قیّوم موجودات دیگری ، مرا در پناه خود پناه ده ؛ وَ لا تَكِلْنِی إلی نَفسِی طَرفَهَ عَینٍ اَبَداً (22). یك لحظه مرا به حال خود من وا نگذار ! با این دعا و با آن شب زنده داری و با آن تخضّع جائی را طی كرده است كه رسول گرامی دربارة او فرمود : تو از منی و من از تو ام . اگر تو به من بگوئی پدر ، برای من محبوب تر است و پیش خدا خوشایند بیشتر . اَحَبُّ لِلْقَلبْ وَ اَرضی لِلْرَّبْ . …

پی نوشت ها: 
(1) سورة بقره / آیة 129
(2) سورة نور / آیة 63
(3) كشف الیقین / صفحة 354 
(4) كشف الیقین / صفحة 354 
(5) بحار الأنوار / جلد 43 / صفحة 33 / باب 2 ـ مَناقِبِها وَ فَضائِلها وَ بَعضُ أحوالِها وَ مُعجزاتِها (صَلَواتُ اللهِ عَلیها)
(6) نهج البلاغه / خطبة 192 / بابُ فضل الوحی
(7) بحار الأنوار / جلد 14 / صفحة 476 / باب 21 ـ مَا وَرَدَ بِلَفظِ النَّبِی مِنْ الأنبیاء …
(8) سورة شعراء / آیات 193 و 194
(9) سورة مزّمل / آیة 17
(10) سورة نباء / آیة 38
(11) سورة روم / آیة 56 ـ با تلخیص ؛ وَ قالَ الَّذِینَ اُوتُوا العِلمَ وَالإیمانَ لَقَدْ لَبِثتُمْ فِی كِتابِ اللهِ إلی یُومِ البَعث فَهذَا یَومُ البَعثِ وَ لكِنَّكُمْ كُنتُمْ لا تَعلَمُونْ . 
(12) سورة اعراف / آیة 48
(13) بحار الأنوار / جلد 16 / صفحة 327 / باب 11 ـ فَضائِلُهُ وَ خَصائِصُهُ (ص) …
(14) سورة حمد / آیة 2
(15) سورة اسراء / آیة 79
(16) ارشاد القلوب / جلد 1 / صفحة 14 / اَلبابُ الأوّل فِی ثَوابِ المُوعِظَه وَالنَّصیحَهَ بِها 
(17) بحار الأنوار / جلد 40 / صفحة 82 ـ … آدَمْ وَ مَنْ دُونَهُ تَحتَ ذلِكَ اللِّواء . 
(18) بحار الأنوار / جلد 7 / صفحة 336
(19) سورة انبیاء / آیة 107
(20) سورة سباء / آیة 28
(21) الأمالی للطوسی / صفحة 372
(22) مهج الدعوات / صفحة 5 ؛ حرزُ فاطمهُ الزَّهراء (س)

منبع: سخنان در دیدار با جمعی از خواهران دانشجو به مناسبت میلاد حضرت فاطمة زهرا (س) در قم ؛ 24 / 8 / 1374، از سایت خبرگزاری شبستان




طبقه بندی: مطالب مذهبی،